حسن حسن زاده آملى
403
ده رساله فارسى (فارسى)
« شسيه » و « اسكارپا » و « بيشا » و « مكل » و « ژول كلوكه » و « بطال » و « دوماس » و « دوپويترن » و امثال آنها كه همه مستغنى از تمجيداند مطالب عاليه فهميدند . معاصرين پيشتر از پيشينياناند از مشاهير آنها « كل دبرنارد » و « ساپه » و « بركا » و « ربن » و « شاركو » و « وولپيان » ريشه و غيرهماند كه هر يك مساعى جميله كرده انكشافات مفيده نموده در تشريح ذرهبينى ترقى بسيار كردهاند و به همينطور در ساير ممالك اروپا كه ذكر آنها موجب اطناب است در همين قرن زياد در تشريح پيش رفتهاند بهخصوص در آلمانى كه در كليه تشريح بخصوص در تشريح ذرهبينى فوق العاده جهد كردهاند . اعتقاد بعضى اين است كه در اين فن در اول درجه واقعاند و الى الان كسى به درجه آنها ترقى نكرده است . اين بود شمهاى از تاريخ تشريح كه از مآخذ ياد شده به اختصار نقل كردهايم بسيار شايسته بود كه حروف لاتين هر اسم با آن نوشته شود تا تلفظ آن به درستى و آسانى صورت گيرد چه اين كه در هر زبان لغت بيگانه به صورتهايى در مىآيد مثلا عرب در تصرف لغت بيگانه گويد : عجمى فالعب به ما شئت ، يعنى : واژه بيگانه است هرگونه مىخواهى بدان بازى كن چنان كه « هروه » در تشريح البشر به صورت « اروى » درآمده است و « هرفيل » به صورت « ايروفيل » ، « هروه » لاتين آن بدينوجه است ( Harvey ) . در صفحه 795 جلد پنجم گراندلاروس بيوگرافى وى مذكور است و در آنجا بدين عبارت ستوده شده است . Du Sang . Harvey S'est Immortalise Par La Decouverte De La Circukation يعنى : هروه جاويد است زيرا كه كاشف دوران خون است . و لكن چون اينگونه مقالات و مباحث خواص را به كار آيد كه به تلفظ اسامى و